تبلیغات
دانلد رایگان فیلم

دانلد رایگان فیلم

Defeat of the Nazi War Machine

سه شنبه 18 تیر 1387

شکست ماشین جنگی نازیها
Defeat of the Nazi War Machine

مستند «شکست ماشین جنگی نازیها»


ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Lars and the Real Girl

سه شنبه 18 تیر 1387

‎‎لارس و دختر واقعی
Lars and the Real Girl


کارگردان: کریگ گیلسپای. فیلمنامه: نانسی الیور. موسیقی: دیوید تورن. مدیر فیلمبرداری: آدام کیمل. تدوین: تاتیانا اس. ‏ریگل. طراح صحنه: ارویندر گره وال. بازیگران: رایان گازلینگ[لارس لیندستروم]، امیلی مورتیمر[کارین]، پل ‏اشنایدر[گاس]، پاتریشیا کلارکسون[داگمار]، کلی گارنر[مارگو]، نانسی بیتی[خانم گرونر]، کارن رابینسون[سیندی]. ‏‏106 دقیقه. محصول 2007 کانادا. نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اصیل، نامزد جایزه بهترین بازیگر و بهترین فیلمنامه ‏از انجمن منتقدان رسانه ای، نامزد جایزه بهترین بازیگر و فیلمساز خوش آتیه از مراسم انجمن منتقدان فیلم شیکاگو، ‏نامزد جایزه گولدن گلاب بهترین بازیگر، برنده جایزه بهترین فیلمنامه از انجمن ملی منتقدان آمریکا، برنده جایزه ‏ساتلایت بهترین بازیگر مرد و نامزد جوایز بهترین بازیگر زن نقش اصلی/امیلی مورتیمر-بهترین فیلم و بهترین ‏فیلمنامه، نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد از مراسم اتحادیه بازیگران، نامز جایزه بهترین فیلمنامه از اتحادیه نویسندگان ‏آمریکا. ‏
لارس جوانی دست و پا چلفتی، مومن و به شدت خجالتی است که در شهر کوچکی زندگی می کند. او سرانجام موفق می ‏شود دوست دختر رویاهایش را به خانه ای که در آن به همراه برادر و زن برادرش زندگی می کند، بیاورد. تنها مشکل ‏اینجاست که این دختر واقعی نیست، بلکه عروسک سکسی پلاستیکی است که لارس آن را از روی اینترنت خریداری ‏کرده است. اما سکس چیزی نیست که دهن لارس را به خود مشغول کرده، او به دنبال یک رابطه عمیق احساسی با این ‏عروسک-او را بیانکا می نامند- است. زن برادرش از این که می بیند لارس با این عروسک همچون انسانی واقعی ‏رفتار می کند نگران است، برادرش فکر می کند که لارس خل شده، اما اهالی شهر کوچک تصمیم دارند بر خلاف آن ‏دو از خیالات پسر خوش طینت شهرشان که همیشه او را دوست داشته اند، حمایت کنند....‏

چرا باید دید؟
کریک گیلسپای سابقه ای طولانی حدود یک دهه و نیم در ساختن آگهی های تلویزیونی دارد و چندین بار از سوی ‏اتحادیه کارگردان های آمریکا برای ساخت آگهی های ‏Citibank‏ و ‏Holiday Inn Express‏ برنده و نامزد دریافت ‏جایزه بوده و تحسین شده است. لارس و دختر واقعی اولین فیلم اوست که با فاصله ای اندک از دومین فیلمش آقای ‏وودکاک به نمایش در آمده و در جشنواره شیکاگو نیز خوش درخشیده است. یک درام کمیک و ملایم که از بازی خوب ‏بازیگرانی شناخته شده بهره می جوید و با وجود آشنا بودن محتوایش-چگونگی رشد کاراکتر های اطراف شخصیت ‏اصلی که در عین کمک به او برای گذار از بحرانش، خودشان نیز تکامل می یابند-سوژه غیرعادی آن می تواند فیلم را ‏به یک اثر هنری ماندگار تبدیل کند. ‏
جوان 27 ساله ای که توسط پدری بسیار کم حرف پرورش یافته و مادرش را نیز در هنگام تولد از دست داده، با ‏مشکلات احساسی بزرگی روبروست: از ارتباط با انسانها گریزان است، و تماس بدنی را نمی تواند تحمل کند. لارس در ‏گاراژی پشت منزل کودکی اش به سر می برد؛ منزلی که اکنون توسط برادر بزرگش گاس و همسر آبستنش کارین ‏اشغال شده. لارس سعی می کند که دعوت های مداوم این زوج متأهل را نادیده بگیرد. زندگی اجتماعی اش شامل رفتن ‏به کلیسا و گوش دادن به فانتزی های جنسی یکی از همکارانش می شود.البته همکاری به نام مارگو هم هست که سعی ‏داد دل او را به دست بیاورد.‏
بارداری کارین ظاهراً ترسی ریشه دار در وجود لارس ایجاد می کند و این ترس، تبیین خود را در واقعیت بخشیدن به ‏یک دوست دختر به نام بیانکا باز می یابد. لارس از برادر و زن برادرش می خواهد که میزبان دوست دخترش باشند. ‏ولی گاس و کارین، وحشت زده از مهمان تازه خانه و نیز جنون مشهود لارس، او را نزد دکتر داگمار می برند. دکتر ‏داگمار بر این باور است که لارس با این کارش دارد تلاش سازنده ای می کند، و از خانواده لارس می خواهد که نگران ‏نباشند و بگذارند موضوع جریان خودش را طی کند.‏
گیلسپی هرگز به سطح شوخی های ساده تنزل نمی کند، چرا که نقاط ضعف انسانی را با لطافت و همراه شوخی های ‏بصری ملایم به تصویر می کشد، درست همانطور که دیالوگ های پر مغز نانسی اولیور، مانع خنده ای آشکار می شود. ‏به عنوان نمونه صحنه ای که لارس خیالاتی برای بیانکای غیر واقعی ماجراهای خیالاتی مشهور تاریخ ادبیات-دن ‏کیشوت- را می خواند. بازی ها همه خوب هستند. شخصیت کمیک گازلینگ در این نقش که با کارهای گذشته اش تفاوت ‏دارد، همدردی برانگیز است. اشنایدر، مورتیمر، و کلارکسون سه بعد تاثیرگذار هستند. در میان نقش های جانبی، نانسی ‏بیتی به عنوان همسایه ای ساده و نیز کارین رابینسون در نقش سیندی، مسئول پذیرش اداره به خوبی ظاهر می شوند.‏
ژانر: کمدی، درام. ‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم روی این لینک کلیک کنید
 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Cloverfield

جمعه 14 تیر 1387

کلاورفیلد
Cloverfield


کارگردان: مت ریوز. فیلمنامه: درو گودارد. مدیر فیلمبرداری: مایکل بونویلین. تدوین: کوین استیت. طراح صحنه: ‏مارتین وایست. بازیگران: لیزی کاپلان[مارلنا]، جسیکا لوکاس[لیلی]، تی. جی. میلر[هاد]، مایکل اشتال-دیوید[راب ‏هاوکینز]، مایک وگل[جیسن هاوکینز]، اودت یوستمن[بث مک اینتایر]، مارگوت فارلی[جن]، تئو روسی[آنتونیو]، ‏برایان کلاگمن[چارلی]، کوین یو[کلارک]، لیزا لاپیرا[هیدر]. 85 دقیقه. محصول 2008 آمریکا. نام دیگر: ‏Monstrous‏. ‏
پنج دختر و پسر نیویورکی در شب جشن تولد یکی از دوستان شان شاهد حمله هیولایی عظیم الجثه و ناشناخته به شهر ‏خود می شوند. یکی از آنان با استفاده از دوربین مینی دی وی خود حوادث قبل و هنگام بروز فاجعه را ضبط کرده و ‏این نوار بعدها تبدیل به یکی از اسناد وزارت دفاع ایالات متحده شده است. ما نیز با مشاهده این نوار شاهد شادی ها، ‏هراس ها، تلاش آنان برای نجات یکی از دوستان خود، روابط عاشقانه میان دو نفر از آنها و سرانجام از میان رفتن شان ‏می شویم...‏

چرا باید دید؟‏‎
پروژه جادوگر بلر یادتان هست؟ چند نوجوان دوربین به دست که هنگام جست و جو در جنگل از بین می روند و ‏تماشای نوارهای باقیمانده از آنان وقایع هولناکی را که بر سرشان آمده، فاش می کند. ‏
کلاورفیلد پس از نزدیک به یک دهه همان ایده را با تغییر ژانر از ترسناک به فاجعه و صرف بودجه ای عظیم [30 ‏میلیون دلار]به سبک جری بروکهایمر به نمایش می گذارد. البته ایده های کم مقداری چون استفاده جوانک دوربین به ‏دست از نواری کهنه که باعث می شود به شکلی گذرا شاهد لحظات خوشی شخصیت ها در گذشته باشیم، نیز وجود ‏دارد. و باز هم خرابی به مقیاس عظیم از جمله کنده شدن سر مجسمه آزادی و تعبیرهای فرامتنی پس از 11 سپتامبر که ‏به زور بر تن این ایده قدیمی و به نوعی گودزیلا یا آرماگدون بازیافت شده پوشانیده شده است. تعجب آورتر از همه ‏فروش 70 میلیون دلاری آن است که سبب شده تا منتقدان زبان به ملامت نوجوانان فیلم نشناس باز کنند[شخصاً مقدمه ‏‏18 دقیقه ای فیلم را که قرار است صرف معرفی شخصیت ها و رسیدن به لحظات فاجعه شود، کسالت آور یافتم].‏
متیو جورج ریوز متولد 1966 راکویل سنتر نویسنده، تهیه کننده و کارگردان معروفی نیست. تنها نکته مثبت کارنامه ‏وی همکاری در نگارش فیلمنامه یاردز و تهیه کنندگی آن است. اولین بار که روی صندلی کارگردانی نشست حدود 12 ‏سال قبل بود که حاصل آن فیلم ناموفق ‏The Pallbearer‏ بود و ترجیح داد تا با ساختن قسمت هایی از سریال های ‏مختلف تلویزیونی خود را سرگرم کند. کلاورفیلد دومین فیلم او در مقام کارگردانی است و با فروشی که از صدقه سر ‏تماشاگران جویای تفریح ارزان و بی نیاز از تفکر به چنگ آورده، باید منتظر همکاری آتی او با جری بروکهایمر باشیم. ‏شاید هم کلاورفیلد 2!!! کسی چه می داند؟‏
ژانر: اکشن، راز آمیز، علمی تخیلی، مهیج. ‏  ‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم، روی این لینک کلیک کنید
 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

The Bucket List

جمعه 14 تیر 1387

فهرست آرزوها
The Bucket List


کارگردان: راب راینر. فیلمنامه: جاستین زیکهم. موسیقی: مارک شیمن. مدیر فیلمبرداری: جان شوارتزمن. تدوین: ‏رابرت لیتون. طراح صحنه: بیل برژسکی. بازیگران: جک نیکلسون[ادوار کول]، مورگان فریمن[کارتر چمبرز]، ‏شوت هیز[تامس]، بورلی تاد[ویرجینیا چمبرز]، آلفونسو فریمن[راجر]، روویتا کینگ[آنجلیکا]، راب مارو[دکتر ‏هالینز]. 97 دقیقه. محصول 2007 آمریکا. نامزد جایزه ریل طلایی بهترین تدوین صدا از انجمن تدوینگران صدای ‏آمریکا. ‏‎ ‎
ادوارد کول میلیونر و کارتر چمبرز کارگر مکانیک هیچ نکته مشترکی با هم ندارد جز بیماری علاج ناپذیری که ‏گرفتارش شده اند و مجبور می شوند اتاقی در بیمارستان را با هم تقسیم کننند. کول که از حضور کارتر در اتاق ‏ناراضی است، کم کم به بودن وی عادت می کند. اما بعد از آزمایش های متعددی که روی هر دوی آنها انجام می شود، ‏کول و کارتر متوجه می شوند که مدت زیادی برای استفاده از نعمت های زندگی در اختیار ندارند. از این رو پس از ‏تنظیم لیستی از کارهایی که همیشه دل شان می خواسته آنها را انجام دهند، از بیمارستان فرار می کنند. این سفر مشترک ‏در هوا و زمین باعث می شود که به همدیگر انس گرفته و یکدیگر را تسلی دهند، اما مهم تر از دوستی به وجود آمده ‏میان این دو مرد درک لذت زندگی توسط آنهاست...‏

چرا باید دید؟
راب راینر فیلمساز خوش ذوقی است. متولد 1947 برانکس که تهیه کنندگی، فیلمنامه نویسی و کارگردانی فیلم هایی به ‏یاد ماندنی چون چند آدم خوب، میزری، وقتی هری با سالی ملاقات کرد را مدیون او هستیم. به همین خاطر دیدن فیلمی ‏متوسط و بهتر بگویم خیلی دور از اندازه های او برای من باور نکردنی است. فهرست آرزوها هر چند دو بازیگر قدر ‏دارد که نقش هایی این چنین در کارنامه خود کم ندارند و به راحتی قابل پذیرش و همدلی هستند. شاید به خاطر حضور ‏آنهاست که فهرست آرزوهای 45 میلیون دلاری هم موفق شده تا 67 میلیون دلار در گیشه آمریکا به دست آورد. اما فیلم ‏غیر از چند دیالوگ نه چندان درخشان چه نشانی از سینمای راب راینر دارد؟
علت را باید در فیلمنامه آن جست و جو کرد که جناب زیکهم ادعا دارد آن را فقط در طول دو هفته نوشته است و جای ‏تعجب هم ندارد. چون دقیقاً از روی فیلم آلمانی خوب در بهشت را زدن دزدیده شده و متاسفانه نتوانسته به درصدی از ‏وقار و زیبایی آن دست یابد. البته آمریکایی کردن ایده اصلی نیز یکی از موارد اتهامی فیلمنامه نویس و کارگران است ‏که از واقع گرایی به شدت دور است. کایل اسمیت منتقد نیویورک پست در یک جمله تکلیف فیلم را روشن کرده است، ‏بنابر این با وی همکلام می شوم: فیلم ساختن درباره مرگ راحت است و كمدی دشوار. اما كمدی‌هایی كه درباره مرگ ‏هستند از همه دشوارترند!‏
ژانر: ماجرا، کمدی، درام.  ‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم، روی این لینک کلیک کنید

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Death Star

جمعه 14 تیر 1387

ستاره مرگ
Death Star

مستند «ستاره مرگ»
محصول PBS Nova

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مرد آهنی ساخته 2008 - Iron Man

سه شنبه 11 تیر 1387

فیلم معروف مرد آهنی


کیفیت : 608x624 DIVIX
زمان پخش : 1 ساعت و 56 دقیقه 49 ثانیه
نوع فایل - AVI


ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

CIA Secret Experiments

پنجشنبه 23 خرداد 1387

تجارب محرمانه سازمان سیا
CIA Secret Experiments

مستند "تجارب محرمانه سازمان سیا"
محصول کانال نشنال جئوگرافیک


ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Rambo

پنجشنبه 23 خرداد 1387

رامبو
Rambo‏


کارگردان: سیلوستر استالونه. فیلمنامه: آرت مونتراستللی، سیلوستر استالونه بر اساس شخصیت خلق شده توسط دیوید ‏مورل. موسیقی: برایان تایلر. مدیر فیلمبرداری: گلن مک فرسون. تدوین: شون آلبرتسون. طراح صحنه: فرانکو-‏جیاکومو کاربونه. بازیگران: سیلوستر استالونه[جان رمبو]، جولی بنز[سارا میلر]، پل شولزه[برنت]، ماتیو ‏مارسدن[بچه محصل]، گراهام مک تاویش[لویس]، تیم کانگ[ان-جو]، ری کالگوس[دیاز]، جک لا بوتز[ریس]، ‏موانگ موانگ خین[تینت]، کن هاوارد[آرتور مارش]، . 91 دقیقه. محصول 2008 آمریکا، آلمان. نام دیگر: ‏John ‎Rambo، ‏Rambo 4‎، ‏Rambo 4: John Rambo، ‏Rambo IV، ‏Rambo IV: End of Peace، ‏Rambo IV: ‎Holy War، ‏Rambo IV: In the Serpent's Eye، ‏Rambo IV: Pearl of the، ‏Cobra، ‏Rambo: First ‎Blood Part IV ‎، ‏Rambo: To Hell and Back‏.‏
جان رمبو، کهنه سرباز جنگ ویتنام زندگی ساده ای را در یک روستای مرزی تایلند با گرفتن مار و فروش آنها سپری ‏می کند. اما از راه رسیدن گروهی از مسیونرهای مسیحی که داواطلبانه عازم برمه هستند تا به روستائیان کره ای ‏بازمانده از نسل کشی گسترده کمک کنند، همه چیز را بر هم می ریزد. آنان از رمبو می خواهند تا وظیفه رساندن و ‏راهنمایی شان را بر عهده بگیرد. هشدارهای رمبو مبنی بر خطرناک بودن منطقه سودی نمی بخشد و سرانجام بر اثر ‏اصرار اعضای گروه می پذیرد تا به آنها کمک کند. ولی در طول راه با گشتی ها روبرو می شوند و رمبو برای نجات ‏جان میسیونرها و مخصوصاً سارا مجبور به کشتن همه گشتی ها می شود. با رسیدن به محل اعضای گروه به طرف ‏دهکده های برمه حرکت می کنند و رمبو نیز به خانه خود برمی گردد. ولی مدتی بعد کشیشی نزد وی آمده و از ‏سرنوشت اعضای گروه که اسیر سرگردی سادیست به نام تینت شده اند، ابراز نگرانی می کند. او از رمبو می خواهد تا ‏گروهی مزدور را به محل پیاده کردن میسیون مذهبی برساند تا اعضای گروه را نجات دهند. اما با رسیدن به محل رمبو ‏که از کم تجربگی مزدورها و خودخواهی رئیس شان باخبر شده، تصمیم می گیرد به آنها کمک کند. ‏

چرا باید دید؟
سیلوستر گاردنیتزیو استالونه متولد 1946 نیویورک با بازی در نقش های کوچک فیلم های درجه 2 در ابتدای دهه ‏‏1970 وارد سینما شد. اولین دستمزدی که برای بازی گرفت بیشتر از 200 دلار نبود، اما 6 سال بعد نوشتن فیلمنامه ‏راکی و بازی در نقش اول آن باعث شد تا یک شبه ره ساله را پیموده و شهرتی جهانی نصیب اش شود. این شهرت با ‏خود دستمزدهای کلان را نیز به همراه آورد و اینک استالونه از گران قیمت ترین بازیگران هالیوود[برای بازی در‏‎ D-‎Tox‏ 20 میلون دلار دریافت کرد] به شمار می رود. استالونه با وجود فقر دانش آکادمیک، از هوش سرشاری ‏برخوردار است که در کنار قابلیت های فیزیکی اش او را تبدیل به نماد دورانی از تاریخ معاصر آمریکا کرده. بازی در ‏ادامه های راکی و سپس در نیمه دهه 1980 حضور در 3 قسمت از ماجراهای رمبو او را بدل به شمایل دوران ‏ریگانیسم کرد. او در این نقش ها به مصاف روس ها و هر چه که نشانی از تهدید آمریکا داشت، رفت و سمبل ‏عملگرایی و عرق نظامی آمریکایی شد. استالونه در کنار آرنولد شوارتزنگر نمادی از دوره ای بود که عضله سالاران ‏بر سینمای حاکم بودند. اما کمتر کسی می توانست قبول کند که استالونه دو دهه بعد، باز هم به سراغ شخصیت رمبو ‏رفته و بعد از پا کردن گرد و خاک قامتش او را به مصاف یک سرگرد خونخوار کره ای بفرستد و در پایان فیلم رستگار ‏و رها به خانه اش در آمریکا بازگرداند. این یعنی نقطه پایان اسطوره رمبو که پذیرفته بازنشسته شود، اما فیلم به مثابه ‏آخرین حرکت قهرمان با وجود صرف هزینه و نیروی انسانی قابل توجه، فیلم قابلی نیست. ‏
رمبو نسخه بازیافت شده سه گانه پیشین است و مانند دو قسمت قبلی از نوشته دیوید مورل جز شخصیت اصلی اش هیچ ‏نشانی ندارد. تد کاچف هنگام برگرداندن کتاب مورل به فیلم با نگاهی انتقادی از تبدیل جوانان آمریکایی به ماشین های ‏کشتار و ضایعاتی روانی وحشتناکی به آنها تحمیل شده بود، سخن می گفت. اما سازندگان دو قسمت بعدی که از فیلمنامه ‏استالونه بهره مند بودند، تنها به نمایش عملیات محیرالعقول وی و عضلات در هم پیچیده اش بسنده کردند. فیلم فعلی نیز ‏به همان راه می رود و با استفاده از همان صحنه های کلیشه ای مانند آهنگری جناب رمبو یا کابوس هایش از ویتنام ‏سعی در رستگاری وی و صحه گذاشتن بر رفتار خشونت بار وی دارد. او با دیگر جانوران درنده جنگل های تایلند ‏تفاوتی ندارد، رمبو به اندازه سرگرد تینت خشن است. اما هدف وی عاملین خشونت است [مثل رفتار آقای جورج بوش ‏در مقابله بااعضای القاعده!]. ‏
چهارمین قسمت رمبو یا تور نوستالژیک جناب استالونه با بودجه هنگفت 50 میلیون دلاری امیدهای زیادی خلق کرده، ‏اما فروش یکی دو هفته اول نمایش آن[حدود 20 میلیون دلار] حاکی از غلط از کار در آمدن حساب های سازندگان آن ‏دارد. فیلم ظاهراً همه چیز دارد، از لوکیشن های قابل توجه، ریتم تند و هیجانی که در همه جای فیلم تنیده شده، اما فاقد ‏داستانی تازه است. و از همه بدتر دیدن رمبوی پت و پهن شده ای که خیلی هم روی فرم نیست، هر چند دیدن تحرک ‏استالونه 62 ساله که با کمک بدل کارها به این طرف و آن طرف می جهد دل پیرمردها را آب خواهد کرد!‏
ژانر: اکشن، مهیج. ‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم اینجا کلیک کنید



برای دانلود مستند به ادامه مطلب بروید 

 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Building the Great Pyramid

شنبه 18 خرداد 1387

ساخت هرم بزرگ (اهرم مصر)
Building the Great Pyramid

مستند "ساخت هرم بزرگ" (اهرام مصر)
محصول BBC

برای دانلود مستند به ادامه مطلب بروید 



ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

My Blueberry Nights

شنبه 18 خرداد 1387

شب های بلوبری من
My Blueberry Nights

کارگردان: وونگ کار وای. فیلمنامه: وونگ کار وای، لارنس بلاک بر اساس داستانی از کار وای. موسیقی: شیگرو ‏اومه بایاشی. مدیر فیلمبرداری: داریوش خنجی. تدوین: ویلیام چانگ. طراح صحنه: ویلیام چانگ. بازیگران: نورا ‏جونز[الیزابت]، جاد لا[جرمی]، دیوید استراتین[آرنی]، ناتالی پورتمن[لسلی]، هکتور ای. لگوئیلوف[آشپز کافه]، ریچل ‏وایس[سو لاین]، چان مارشال[کاتیا]. 111 دقیقه. محصول 2007 هنگ کنگ، چین، فرانسه. نامزد نخل طلای جشنواره ‏کن. ‏
الیزابت پس از یک جدایی دردناک از محبوبش، تصمیم گیرد تا برای پشت سر گذاشتن زندگی و خاطرات تلخ گذشته اش ‏در داخل آمریکا سفر کند. وی همزمان با کافه دار جوانی به نام جرمی آشنا می شود و برای درآوردن خرج سفر شروع ‏به پیشخدمتی می کند. الیزابت در محل کار خود با مشتریان مختلفی-‏‎ ‎که آرزوهایشان بزرگ از خودشان است- آشنا می ‏شود، از جمله یک افسر پلیس غمگین و همسرش که او را به خاطر مردی دیگر ترک کرده و هنرپیشه ای که مرتباً ‏بدشانسی می آورد و سعی دارد تا نظمی به کار خود بدهد. او پس از برخورد با این افراد تنهایی عمیق، خلاء و استرس ‏را شناخته و درمی یابد که سفر را باید از اعماق روح خود آغاز کند...‏

چرا باید دید؟
شب های بلوبری من اولین فیلم انگلیسی زبان وونگ کار وای است که با هزینه ای معادل 10 میلیون دلار تولید و اولین ‏بار در جشنواره کن سال گذشته به نمایش در آمد.‏
وونگ کار وای متولد 1956 شانگهای است. اما در 5 سالگی برادر و خواهرس را ترک و به هنگ کنگ مهاجرت ‏کرده است. تا 13 سالگی قادر نبود به لهجه اهالی هنگ کنگ[کانتونی] سخن بگوید. هرگز به دانشکده سینمایی نرفته و ‏فقط در یک دوره آموزش فیلمنامه نویسی شرکت کرده است. خودش می گوید که شیوه روایت غیر خطی اش را از ‏نویسنده آرژانتینی مانوئل پوئیگ و داستان ماجرای بوئنوس آیرس وی گرفته است. وی اولین فیلمساز چینی است که ‏چهار بار نامزد نخل طلا و برنده جایزه بهترین کارگردانی از جشواره کن شده است. بدیهی است با چنین پیشینه ای رفتن ‏به سراغ آخرین کار توسط تماشاگری که تاکنون فیلمی از او ندیده باشد، دشوار به نظر می رسد. ‏
اما باید بگویم هراس به خود راه ندهید، چون این داگلاس سیرک هنگ کنگی در اولین فیلم بین المللی خود داستانی سر ‏راست را برای روایت برگزیده است. فیلمی شرح یک سفر روحی و جسمی است. داستان زنی که با خود و زندگیش ‏مشکل دارد و برای رویارویی با آنها و یافتن پاسخ تصمیم به سفر می گیرد. او در طول سفر با افرادی مختلف برخورد ‏و پاسخ هایی برای سوال هایش درباره عشق و زندگی می یابد. یک فیلم ساده، صمیمی و خوش ساخت که می تواند در ‏هر گوشه دنیا قابل درک و دریافت باشد. ‏
شب های بلوبری من فیلمی است درباره قلبی زخمی و شروعی تازه، شرح یک سفری دراماتیک و اولین تجربه ‏بازیگری نورا جونز آوازخوان که شاید به قدرت فیلم های پیشین کار وای نباشد، اما بدون شک شما هم باید سهم خود را ‏از کیک بلوبری او دریافت کنید!‏
Berry‏ در زبان انگلیسی به میوه های توت مانندی گفته می شود که رنگ های مختلفی دارد و با آن مربا یا کیک می ‏پزند. اما فرهنگ های دم دست و موجود ‏Blueberry‏ را میوه قره قاط نام داده اند که برای عنوان فیلم بسیار دور از ‏ذهن است. بنابراین از ترجمه نام فیلم صرف نظر می کنم و می گویم که دلیل نام گذاری فیلم کیک بلوبری است که در ‏اولین سکانس فیلم جرمی به الیزابت تعارف می کندو می گوید که تقریباً کمتر کسی از مشتریان او کیک بلوبری سفارش ‏می دهند. ‏
الیزابت: خوب مگه کیک بلوبری چشه؟‏
جرمی: کیک بلوبری مشکلی نداره، فقط مردم نوع دیگه ای را انتخاب می کنند. این را نمی شود گردن بلوبری ‏انداخت...‏‎ ‎فقط هیچ کس اونو نمی خواد.‏
الیزابت: صبر کن! من یه تیکه می خوام.‏
ژانر: درام، عاشقانه. ‏‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم اینجا کلیک کنید

برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شنبه 18 خرداد 1387

فیلمی در پاسخ به تحریف آیات قرآن
در فیلم ضد اسلامی "فتنه"

لینک دانلود مستقیم (حجم فایل حدود 40 مگابایت)

رمز فایل: ندارد

برای دانلود، روی لینک بالا کلیک سمت راست کرده و Save Target As را بزنید.
 

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Elizabeth: The Golden Age

شنبه 18 خرداد 1387

الیزابت: عصر طلایی
Elizabeth: The Golden Age

کارگردان: شکار کاپور. فیلمنامه: ویلیام نیکلسون، مایکل هیرست. موسیقی: کرگ آرمسترانگ، ای. آر. رحمان. مدیر ‏فیلمبرداری: رمی آده فاراسیان. تدوین: جیل بیلکوک. طراح صحنه: گای دیاس. بازیگران: کیت بلانشت[ملکه الیزابت ‏اول]، جفری راش[سر فرانسیس والسینگهم]، کلایو اوئن[سر والتر رالی]، رایس ایفانس[رابرت رستون]، خوردی ‏مولا[فیلیپ دوم شاه اسپانیا]، ابی کورنیش[بس تراکمورتون]، تام هولاندر[سر امیاس پوله]، سامانتا مورتون[مری ‏استورات]، آنتونی کاریک[کاردینال اسپانیا]، دیوید ترلفال[دکتر جان دی]، ادی ردماین[تامس بابینگتون]. 114 دقیقه. ‏محصول 2007 انگلستان، فرانسه، آلمان. نام دیگر: ‏The Golden Age، ‏Elizabeth - L'âge d'or، ‏Elizabeth - ‎Das goldene Königreich‏. نامزد جایزه بهترین بازیگر زن از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، نامزد گولدن گلاب ‏بهترین بازیگر زن، برنده جایزه بهترین طراحی صحنه از مراسم ساتلایت، نامزد جایزه بهترین بازیگر زن از مارسم ‏اتحادیه بازیگران سینما. ‏‎ ‎‏ ‏
داستان مقطعی طوفانی از زندگی الیزابت اول، یکی از بزرگ ترین ملکه های تاریخ که در فاصله سال های ‏‎1558-‎‎1603‎‏ قریب به 45 سال بر تخت سلطنت انگلستان تکیه زد. دوره ای که در آن مری، ملکه اسکاتلند و خویشاوند او با ‏فیلیپ پادشاه انگلستان همداستان شده و برای از میان برداشتن او توطئه چینی کردند. اما حضور مشاوری قدرتمند چون ‏والسینگهام در کنار الیزابت و اراده نیرومند ملکه سبب شد تا توطئه ها کشف و بی اثر شود. اما الیزابت مجبور بود ‏همزمان با یکی از بزرگ ترین ماجراهای شخصی زندگی خود نیز دست و پنجه نرم کند: دل بستن به دریانورد جسور و ‏خوش قیافه ای به نام والتر رالی که به افتخار او بخشی از قاره تازه کشف شده آمریکا را به افتخار وی، ویرجینیا ‏نامگذاری کرده بود. مردی که دل به گرو عشق ندیمه ملکه داده و پنهانی با وی ازدواج کرده است....‏

چرا باید دید؟
شکار کاپور متولد 1945 لاهور، پنجاب بازیگر، تهیه کننده و کارگردانی است که با اولین فیلمش معصوم در 1983 به ‏موفقیت و شهرت عظیمی در سینمای هند دست یافت. فیلم های بعدی وی نیز در محدوده سینمای هند بسیار موفق بودند ‏و چندین جایزه از مراسم ‏Filmfare‏ نصیبش کردند، اما پخش جهانی ملکه راهزن که بر اساس سرگذشت واقعی فولان ‏دیوی ساخته بود او را به همه منتقدان و سینما دوستان جهان شناساند. ملکه راهزن از سینمای رایج هند فاصله بسیار ‏داشت، فیلمی خشن، بدون رقص و آواز و بدون هنرپیشه های مشهور بالیوود...‏
اما شهرت جهانی 4 سال بعد با الیزابت در انتظارش بود. فیلمی که هم او و هم بازیگر نخست فیلمش -کیت بلانشت- را ‏شهره عالم کرد. با الیزابت بود که به جایزه بافتا و گولدن گلاب نزدیک شد، اما فیلم بعدیش-چهار پر- با وجود بهره مند ‏بودن از بودجه ای 80 میلیون دلاری و ستارگانی شناخته شده، یک شکست کامل و همه جانبه به دنبال داشت. شاید از ‏این روست که بار دیگر به دنبال سکه شانس خود برگشته و بعد از وقفه ای 5 ساله بازگشته و ادامه ای بر فیلم موفق ده ‏سال پیش خود ساخته است.‏
فیلم به رغم تکیه بر داستاین واقعی مانند اغلب دنباله بر خط موفقیت فیلم پیشین گام برمی دارد. الیزابت بار دیگر باید ‏آزمونی سخت را همزمان در زندگی سیاسی و شخصی خویش از سر بگذراند. البته این بار سهمگین تر، چون پادشاه ‏اسپانیا به تاج و تخت وی نظر دارد و با ناوگان مجهز خود به سوی انگلستان به راه افتاده است. الیزابت بر خلاف فیلم ‏قبلی این بار در سنی است که بریدن از دل بستگی عاطفی اش به یک مرد کار چندان راحتی به نظر نمی آید و همین امر ‏بر مهابت واقعه می افزاید. الیزابت هر چند بار دیگر موفق می شود تا با چشم پوشی از عشق به یک مرد و وقف خود ‏در راه خدمت به میهن اش-که منجر به پیدایش دوران طلایی صلح و آرامش در انگلستان می شود- تعادلی به زندگی ‏خویش ببخشد، اما قلب مجروحش و لقب ملکه باکره او را آزار خواهد داد. او باقیمانده معصومیت خود را در این آزمون ‏با پذیرش اکراه آمیز گردن زدن مری از کف می دهد، عشق را به بوته فراموشی می سپارد و تصمیم می گیرد همچون ‏یک مرد در جمع مردان ظاهر شود. ‏
فیلم با صحنه هایی همچون رقص والتر رالی با ندیمه زینت یافته که تماشاگر را به یاد قسمت پیشین خواهد انداخت، اما ‏از رئالیسم خشن فیلم پیشین دور است. بیشتر به فیلمی حماسی/تاریخی شباهت دارد که باید به عنوان درسی از تاریخ-در ‏زمانه ای که کمتر کسی حوصله کتب قطور تاریخ را دارد- آن را دید و با یاد قسمت پیشین دل خوش کرد. هر چند تمامی ‏عوامل موفقیت فیلم قبلی-مانند بازیگران اصلی اش، بلانشت و راش- را در خود داشته باشد!‏
ژانر: زندگی نامه، درام، تاریخ. ‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم اینجا کلیک کنید


برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Earthquake Storms

شنبه 18 خرداد 1387

Earthquake Storms

فیلم مستندی در مورد زلزله ها
محصول BBC


برای دانلود مستند به ادامه مطلب بروید 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Rise of the Footsoldier

شنبه 18 خرداد 1387

خیزش اوباش/خیزش پیاده نظام
Rise of the Footsoldier

کارگردان: جولین گیلبی. فیلمنامه: جولین گیلبی، ویل گیلبی. موسیقی: سندی مک للاند، راس کولوم. مدیر فیلمبرداری: ‏علی اسد. تدوین: جولین گیلبی، ویل گیلبی. طراح صحنه: ماتیو باتن. بازیگران: ریکی هارنت[کارلتون لیچ]، تری ‏استون[تونی تاکر]، کریگ فیربراس[پت تیت]، رولند مانوکیان[کریگ رولف]، فرانک هارپر[جکوومز]، بیلی ‏موری\میکی استیل]، نیل مسکل[دارن نیکولز]، ایان ویرگو[جیمی گرنوک]، کارولاین رز[دنی]، دیو لجنو[بیگ جان]، ‏امیل بیچام[کلی]، لارا بلمونت[کارن]. 113 دقیقه. محصول 2007 انگلستان. ‏
داستان زندگی جوانی جشن به نام کارلتون لیچ در اواخر دهه 1980 که از دعواهای خیابانی و اوباشیگری در مسابقات ‏فوتبال آغاز کرده و به عضو یکی از بدنام ترین گروه های تبهکاری منطقه لندن و اسکس تبدیل می شود. ‏

چرا باید دید؟
اوباشی گری در حاشیه مسابقات فوتبال پدیده ای انگلیسی است. زمینه ای مساعد برای بروز رفتارهای خشونت آمیز و ‏ناهنجار از سوی طبقات فرو دست اجتماع که هرج و مرج را بهترین راه یافتن تعادل روحی و پول یا موقعیت می دانند. ‏پدیده ای که در تاریخ معاصر انگلستان-مخصوصاً دوران تاچر- وجوهی سیاسی هم پیدا می کند. اما کارلتون لیچ جزو ‏کسانی نیست که سیاست های تاچر او را آزرده باشد، او یک تبهکار بالفطره است که اوباشی گری مقدمه شکل گیری ‏سیمای او به مثابه یک دشمن جامعه می تواند باشد. او تشنه قدرت و قدرت نمایی است و فیلم داستان سه دهه نبرد بی ‏رحمانه وی برای رسیدن به قدرت و حفظ آن است. داستانی واقعی، هراس آور و برای کسانی که از خشونت می ‏گریزند، در یک کلام تهوع آور....‏
خیزش اوباش/خیزش پیاده نظام یک فیلم مستقل 4 میلیون دلاری و سومین کار [دو فیلم قبلی او روز بازخواست 2002 ‏و ‏‎ Rollin' with the Nines‏2006 نام داشت] جولین گیلبی است. هر سه فیلم گیلبی درباره تبهکاران انگلیسی و در ‏ژانر اکشن است که با الهام از فیلم های سام رایمی، پیتر جکسون، رابرت رودریگر و هموطنش گای ریچی ساخته شده ‏اند. گیلبی متولد 1989 است و از 14 سالگی با ساختن فیلم های خانگی شروع به فیلمسازی کرده و در 1994 برنده ‏یک بورس تحصیلی در رشته سینما-دانشگاه ادینبرو، جایی که لین رمزی کارگردان شکارچی موش درس خوانده- شده ‏است. اولین فیلمش که ساختن آن 3 سال به طول انجامید، فروشی جهانی موفقی داشت. دومین فیلمش نامزدی جایزه بافتا ‏را برایش به ارمغان آورد. خیزش اوباش اگر کامل ترین فیلم وی تا امروز نباشد، لااقل برای ترغیب مخالفان خشونت به ‏ستایش از فیلم وی بهترین است. سکانس آغازین فیلم که اوباش با یکدیگر و پلیس درگیر می شوند، به دلیل حذف ‏موسیقی و استفاده از افکت های صوتی خرد شدن استخوان ها و دریده شده گوشت و پوست طرفین تکان دهنده است. ‏یقین دارم هر کس با دیدن این صحنه به خیل مخالفان خشونت خواهد پیوست، چون از طنز خاص گای ریچی در این فیلم ‏خبری نیست. و همین دستاورد کمی برای یک فیلمساز محسوب نمی شود، دستاوردی که نمایش جذابیت های زندگی ‏دشمنان جامعه-سکس، پول و قدرت- در سکانس های بعدی می تواند از تاثیر آن بکاهد!‏
ژانر: اکشن. ‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم اینجا کلیک کنید


 برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Jesus Camp

شنبه 18 خرداد 1387

اردوگاه مسیح

Jesus Camp

فیلم مستند و جدید «اردوگاه مسیح»، که در اینجا برای دانلود قرار داده شده، فاش می‏کند که جمهوری‏خواهان و محافظه ‏کاران جدید حاکم بر کاخ سفید، چگونه از مذهب و کودکان کم سن و سال در راستای اغراض دنیوی و منافع سیاسی خود بهره‏برداری می‏کنند. آنچه برای مخاطب اهمیت درجه اول دارد، اطلاعات بکر و غیرقابل کتمانی است که فیلم در مورد وجود اردوگاه‏های شست‏وشوی مغزی کودکان در آمریکا به دست می‏دهد. کرستن ای.پاورز چکیده: فیلم مستند و جدید «اردوگاه مسیح»، که در این مقاله به نقد کشیده شده است، فاش می‏کند که جمهوری‏خواهان و محافظه‏کاران جدید حاکم بر کاخ سفید، چگونه از مذهب و کودکان کم سن و سال در راستای اغراض دنیوی و منافع سیاسی خود (و در واقع، منافع اقتصادی شرکت‏های بزرگ صنعتی - نظامی آمریکا) بهره‏برداری می‏کنند. نویسنده هر چند می‏کوشد در طی نقد خود، از ارزش و سندیت این فیلم بکاهد و پروتستان‏های انجیلی را از تندروی تخطئه نماید، ولی آنچه برای مخاطب اهمیت درجه اول دارد، اطلاعات بکر و غیرقابل کتمانی است که فیلم در مورد وجود اردوگاه‏های شست‏وشوی مغزی کودکان در آمریکا به دست می‏دهد. مهاتما گاندی زمانی گفت، اگر مسیحیان براساس ایمان خود می‏زیستند، هیچ هندویی در هندوستان باقی نمی‏ماند. او می‏دانست، عقاید بنیادی مسیحیت - مثل جنگ با فقر، مواظبت از کودکان، عشق ورزیدن به دشمن خود، دوری جستن از مادیات و فروتنی کردن - چه قدر نیرومند هستند. اگر کسی خود را مسیحی می‏نامد، واقعاً باید از این عقاید تبعیت کند. فیلم جدید و مستند «اردوگاه مسیح»، مربوط به یک اردوگاه تابستانی در داکوتای شمالی است که در آنجا به کودکان شش ساله برای تبدیل شدن به یک سرباز فداکار مسیحی در «ارتش خدا» آموزش داده می‏شود. این اردوگاه به عنوان نمونه مکانی است که احساسات فردی در آن به عالی‏ترین درجات می‏رسد. این فیلم توسط هیدی اوین و راشل گاردی ساخته شد. این دو نفر همچنین کارگردانی فیلم «کودکان باراکا» را که سر و صدای زیادی به پا کرد، بر عهده داشتند؛ این فیلم در جشنواره فیلم «تریبکا» در سال 2006 - که در آنجا جایزه ویژه هیأت داوران را از آن خود کرد باعث تحسین و بهت بینندگان شد. این دو کارگردان، روابط متقابل و روزمره جهانی را ماهرانه تسخیر کردند. این شیوه برای بسیاری از بینندگان فیلم بیگانه است: در آن کودکانی را می‏بینید که به زبان خود، از «تولد دوباره»شان در پنج سالگی سخن می‏گویند. ستاره این فیلم پاستور بکی فیشر است؛ کسی که درباره مأموریت وحشت‏آور «کودکان روی آتش» اردوگاهش چنین توضیح می‏دهد: «من می‏خواهم جوانان متعهد شوند که جان خود را برای «گاسپل» فدا کنند، همان‏طور که در پاکستان چنین می‏کنند.» در این اردوگاه از کودکان پرسیده می‏شود: «چند نفر از شما می‏خواهند جانشان را برای مسیح بدهند؟» از هر طرف سریعاً دستان کوچک به هوا می‏رود. به آنها گفته می‏شود: «ما مجبوریم که قدرت دشمن دولت را در هم شکنیم.» بکی فریاد می‏کشد: «معنی جنگ این است! آیا شما در آن شرکت می‏کنید یا نه؟» دستان کوچک بیشتری به هوا می‏رود. این دو کارگردان ما به «پرچم مسیحی اعلام وفاداری می‏کنند» و به یک بازی ویدئویی تحت نام «ماجرای خلقت مشغول هستند، فیلمی که در آن، فرضیه تکامل رد می‏شود. یک مادر به کودکانش در تکالیف مدرسه کمک می‏کند و به آنها می‏گوید: که «گرم شدن زمین واقعی نیست. علم چیزی را ثابت نمی‏کند.» سپس این فیلم ما را به محوطه اردوگاه برمی‏گرداند. در آنجا کودکان برای آموزش روزانه خود جمع شده‏اند. ناگهان، مشاور اردوگاه یک مقوای برش داده به شکل یک انسان را جلوی گروه قرار می‏دهد: این تصویر مسیح نیست، بلکه تصویر «جرج بوش» است. همه کف می‏زنند و بکی بچه‏ها را تشویق می‏کند که «به رئیس‏جمهور سلام بدهند». بکی مدعی می‏شود: «رئیس‏جمهور بوش از اینکه یک مسیحی است، افتخار می‏کند.» آمار تعداد خیره‏کننده «پروتستان‏ها»ی ایالات متحده در سراسر فیلم برجسته می‏شود. این فیلم می‏خواهد به‏طور تلویحی بگوید که بکی و دیگر کسانی که با وی در اردوگاه هستند، نگاهی گذرا و سطحی در مورد کارهای پنهانی «جنبش پروتستان»، به ما ارایه می‏کنند. اما شاید ارزش داشته باشد که این سؤال از افکار عمومی پرسیده شود، آیا 100 میلیون آمریکایی که خودشان را پروتستان می‏نامند، همین مارش (جنگ) را می‏زنند؟ پت روبرتسون، جری فالول و جیمز دابسون علاقمند هستند که نشان دهند، این گروه به عنوان یک جمع یکپارچه، تحت کنترل انحصاری و بی‏چون و چرای محافظه‏کاران هستند. هر چند قدرت مذهب را در انتخابات نمی‏توان کتمان کرد، ولی دموکرات‏ها هم نباید فرض کنند که همه و یا اکثریت پروتستان‏ها به طور طبیعی به سمت جناح جمهوری‏خواهان می‏غلطند. هر چند در این فیلم هرگز فاش نشد، ولی باید گفت که اردوگاه مسیح در حقیقت، یک اردوگاه «پنتکاستل» است که آن را حتی در درون جنبش پروتستان هم، دور از الهیات و سیاست قرار می‏دهد. البته این دو کارگردان توضیح دادند که نمی‏خواستند با افشای این موضوع، مخاطبان را دچار آشفتگی کنند و به همین خاطر، به جای آن، اشاره کردند که این اردوگاه تنها یک اردوگاه «پروتستانی» است. متأسفانه آنها ناخواسته با این عمل خود، مردم را دچار آشفتگی شدید کردند، مثل کاری را که جیم والیز، نویسنده کتاب «سیاست خدا» کرد؛ کسی که سال‏ها تلاش نمود تا بفهماند که چرا راست از مذهب سوء استفاده می‏کند و چپ این کار را نمی‏کند. والیز که بنیانگذار و سردبیر «سوجورنرز» (مجله مسیحی توسعه طلب) است، بیشتر عمرش را به مسافرت در داخل کشور گذراند و طی آن با دانشجویان به گفت‏وگو پرداخت و با رهبران پروتستان‏ها دیدار نمود. والیز معتقد است، آینده کشور در دستان رأی‏دهندگان میانه‏روی پروتستان قرار دارد. او براساس نظرسنجی‏ها و تجربه شخصی خود برآورد می‏کند که حدود نیمی از پروتستان‏ها در مورد حقوق مذهبی بی‏تفاوت هستند و نیم دیگر آنها هم اگر نگوییم تشنه توسعه و اصلاحات، لااقل مستعد آن هستند. والیز می‏گوید: «حقایق روی زمین در حال تغییر است.» او از افزایش قابل توجه شنوندگان سخنرانی‏هایش در مراکز مسیحی خبر می‏دهد؛ و بیشترین موضوعاتی که از وی سؤال می‏شود، دیگر در مورد ازدواج همجنس‏بازان و یا سقط جنین نیست. والیز می‏گوید، سقط جنین به‏طور طبیعی جزء مهم‏ترین مسایل رأی‏دهنده میانه‏روی پروتستان باقی خواهد ماند. آنها رهبرانی را می‏خواهند که نگرانی‏های اخلاقی پروتستان‏های میانه‏رو را درباره این موضوع بپذیرند و به کاهش موارد سقط جنین متعهد شوند. این موضع‏گیری از نگاه جریان اصلی رأی‏دهندگان دموکرات، خوب جلوه می‏کند. این که والیز با رهبران کلیسای بزرگ پروتستان دیدار می‏نماید، چیزی را عوض نمی‏کند. یکی از این رهبران اخیراً به والیز گفت: «من در رابطه با مسیحیت، انجیل و رستاخیز، یک محافظه‏کار هستم، اما دارم تبدیل به یک آزدی‏خواه اجتماعی می‏شوم.» وقتی که والیز پرسید، چرا؟ در پاسخ، آنچه را که اکنون دیگر تبدیل به یک سری ممانعت‏های مأنوس شده است، شنید: پروتستان‏ها در ارتباط با نادیده گرفتن فقرا، مسایل زیست‏محیطی، و عدم اقدام آمریکا در قبال نسل‏کشی در دارفور (سودان)، به طور روز افزونی دارند ناامید می‏شوند. پروتستان‏های سفیدپوست نزدیک به 25% رأی‏دهندگان را تشکیل می‏دهند و در سال 2004، اکثریت قاطع، یعنی 78% آنها به جرج بوش رأی دادند، اما پروتستان‏ها همیشه پشت سر کاندیدای جمهوری‏خواه صف نمی‏کشند. طبق تحقیقات «پو» در سال 1987، پروتستان‏های سفیدپوست تقریباً به طور مساوی بین دو حزب تقسیم شدند؛ و اکنون بسیاری از رهبران پروتستان اعتقاد دارند که این تعداد در حال افزایش رأی‏دهندگان آماده می‏شوند که به درون حصار حزب دموکرات برگردند؛ البته در صورتی که دموکرات‏ها سوء تفاهم را متوقف کنند و آنها را در نظر بگیرند از نادیده گرفتن حوزه‏های انتخابیه آنها که موجودیتشان طبیعی بوده و یا باید باشد، دست بردارند. ضمناً، گروه‏های پروتستان در حال وارد کردن بسیاری از موضوعات به حوزه فعالیت خود هستند. مؤسسه «یو 2 فرونت من بونو» مذاکرات گسترده‏ای را درباره مشارکت در نهادی که آن را با رهبران پروتستان جهت مبارزه با بحران «ایدز» ایجاد کرده بود، صورت داد. یکی از این رهبران، تدهاگارد هوادار ثابت قدم جمهوری‏خواه است، کسی که کلیسای فعلی 12 هزار نفره «نیولایف» را تأسیس کرد و «اتحادیه ملی پروتستان‏ها» را رهبری می‏کند. هاگارد شخصاً با بلر، نخست وزیر انگلیس، درباره اینکه چطور می‏توان رئیس جمهور بوش را اقناع کرد تا از طرح بخشودگی بدهی جهان سوم حمایت کند، مشورت نمود و کاری کرد که موضوع محیط زیست به مسأله محوری کلیسایش تبدیل شود. در ماه فوریه 2006 نشریه «کریستنیتی تودی» این موضوع را نقد و تحلیل کرد که «چرا شکنجه همیشه بد است». بیش از 50 رهبر و سازمان مسیحی پروتستان با ملحق شدن به کلیسای کاتولیک، اخیراً حمایتشان را از طرح مهاجرت اعلام کردند؛ طرحی که اجازه خواهد داد، مهاجران غیرقانونی، به‏جای آنکه به کشور اصلی خود برگردند، تبدیل به شهروندان آمریکا شوند. اوایل امسال نیز یک گروه 86 نفره از رهبران مسیحی پروتستان مبارزه‏ای را برای آموزش مسیحیان درباره تغییر آب و هوا آغاز کردند و از کنگره آمریکا خواستند تا برای جلوگیری از گرم شدن زمین (عارضه‏ای که به فقرا آسیب شدیدتری خواهد رساند) طرح را تصویب کند. این اعتراضات که از سر نگرانی است، به راحتی توسعه می‏یابد. در این صورت، پس چرا هنوز تنها تعداد قلیلی از پروتستان‏های سفیدپوست به دموکرات‏ها رأی می‏دهند؟ والیز معتقد است که دموکرات‏ها قلمرو دین را به جناح جمهوری‏خواهان واگذار کردند و به آنها اجازه می‏دهند که از دین برای جداسازی رأی دهندگان به نفع خود استفاده کنند.
 

برای دانلود مستند به ادامه مطلب بروید 

 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

The Nanny Diaries

شنبه 18 خرداد 1387

خاطرات پرستار بچه

The Nanny Diaries


کارگردان: شاری اسپرینگر برمن، رابرت پولچینی. فیلمنامه: شاری اسپرینگر برمن، رابرت پولچینی بر اساس رمانی ‏از اما مک لافلین و نیکول کراوس. موسیقی: مارکو سوزو. مدیر فیلمبرداری: تری استیسی. تدوین: رارت پولچینی. ‏طراح صحنه: مارک ریکر. بازیگران: اسکارلت جوهانسون[آنی براداک]، لورا لینی[خانم ایکس]، آلیسیا کیز[لاینت]، ‏کریس اوانز[هوارد هوتی]، دانا مورفی[جودی براداک]، نیکلاس ریس ارت[گریر]، جودیت رابرتز[میلیسنت]، پل ‏جیاماتی[آقای ایکس]، ناتان کوردری[کالوین]، جان هنری کاکس[دین]، مایک رد[دیود]. 105 دقیقه. محصول 2007 ‏آمریکا. ‏
آنی که در نیوجرسی زندگی می کند، پس از فارغ التحصیل شدن برای یافتن شغل به نیویورک می رود. شغلی که ‏نصیب اش می شود مراقبت از کودک یک خانواده مرفه منهتنی است. او به زودی با سختی های کار و زندگی در میان ‏طبقه مرفه این شهر آشنا می شود. اما زمانی که عشق به سراغش می رود، شرایط بیش از اندازه سخت و در هم ریخته ‏می شود....‏

چرا باید دید؟
شاری اسپرینگر برمن[متولد 1964 نیویورک] و رابرت پولینچی[متولد 1964 نیویورک] زن و شوهر نویسنده، ‏کارگردان، تدوینگری هستند که فیلمسازی را به شکل مشترک با فیلم ‏Off the Menu: The Last Days of ‎Chasen's‏ در سال 1997 اغاز کردند و تاکنون شش فیلم دیگر اعم از داستانی و مستند به کارنامه خود افزوده اند. ‏موفق ترین کار این زوج فیلم ‏American Splendor‏ با شرکت پل جیاماتی است که نامزدی اسکار بهترین فیلمنامه و ‏دریافت 28 جایزه معتبر بین المللی را برایشان به دنبال داشته است. ‏
خاطرات پرستار بچه ثمره آخرین همکاری آنهاست که بر اساس تجارب نویسندگان رمان[اما مک لافلین و نیکول ‏کراوس] از دورانی که پرستار بچه بوده اند، شکل گرفته و نکات جالبی در این زمینه با خود دارد. فیلم با سکانسی گیرا ‏و طنزآلود آغاز شده و بعد به شکلی موشکافانه به روابط میان افراد مرفه جامعه و اختلافات طبقاتی می پردازد. محبوب ‏ترین و شاید عامل اصلی موفقیت فیلم بازیگر ستاره اش اسکارلت جوهانسون است که تا این لحظه بیش از 25 میلیون ‏دلار برای تولید کنندگان فیلم به دست آورده است. اما نباید از روایت روان سازندگان فیلم غافل شد که در کنار نقد ‏اجتماعی از خلق هیجان نیز چشم پوشی نکرده اند. اگر به دنبال فیلمی جدی تر هستید، از تماشای این محصول نه چندان ‏واقعگرایانه و روز آمد خودداری کنید. ولی اگر از کمدی های عاشقانه سبک خوش تان می آید، خاطرات پرستار بچه ‏همه چیز برای شما دارد و نمونه ای کامل از ژانر خویش است. از دست ندهید!‏
ژانر: درام، عاشقانه، کمدی.

برای مشاهده تصاویری از این فیلم، بر روی این لینک کلیک کنید


برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
شنبه 18 خرداد 1387

آتش و یخ: جنگ زمستانی فنلاند و روسیه
FIRE AND ICE:The Winter War of Finland and Russia

فیلم مستند  "آتش و یخ: جنگ زمستانی فنلاند و روسیه"


برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Juno

شنبه 18 خرداد 1387

جونو
Juno

کارگردان: جیسون ریتمن. فیلمنامه: دیابلو کودی. موسیقی: مت مسینا. مدیر فیلمبرداری: اریک استیلبرگ. تدوین: دینا ‏ئی. گلاوبرمن. طراح صحنه: استیو سیکلد. بازیگران: الن پیج[جونو مک گاف]، مایکل سرا[پاولی بلیکر]، جنیفر ‏گارنر[ونیسا لورینگ]، جیسون بیتمن[مارک لورینگ]، آلیسون جنی[برن مک گاف]، جی. کی. سایمونز[م کمک گافه، ‏الیویا ثریلبای[لی]. 96 دقیقه. محصول 2007 آمریکا، کانادا، مجارستان. نامزد جایزه اسکار بهترین کارگردانی-بهترین ‏فیلم-بهترین بازیگر نقش اصلی زن و بهترین فیلمنامه اصیل، نامزد جایزه بهترین تدوین از انجمن تدوینگران آمریکا، ‏نامزد جایزه بافتا برای بهترین بازیگر نقش اصلی زن و بهترین فیلمنامه، برنده جایزه بهترین فیلم به انتخاب تماشاگران ‏و نامزد 4 جایزه دیگر از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش اول و بهترین فیلمنامه از ‏انجمن منتقدان فیلم اوهایو، ، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش اول-بهترین فیلمنامه- بازیگر خوش آتیه/سرا از مراسم ‏انجمن منتقدان فیلم شیکاگو، برنده جایزه بهترین فیلمنامه از مراسم انجمن منتقدان فیلم دالاس فورت ورث، برنده جایزه ‏بهترین بازیگر نقش اول زن-بهترین فیلمنامه و جایزه پالین کیل از مراسم انجمن منتقدان فیلم فلوریدا، برنده جایزه ویژه ‏داوران جوان و نامزد جایزه بزرگ بهترین فیلم از جشنواره گیخون، نامزد گولدن گلاب بهترین فیلم-بهترین بازیگر نقش ‏اول زن و بهترین فیلمنامه و....‏
جونو دانش آموز دبیرستانی بعد از مدتی دوستی با پاولی بلیکر-یک از هم مدرسه های و عضو تیم دوی میدانی- تصمیم ‏می گیرد تا اولین تجربه جنسی اش را با وی صورت دهد. این تجربه منجر به حاملگی وی می شود. جونو پس از ‏مشورت با دوستش لی و مراجعه ناموفق برای سقط فرزند ناخواسته، تصمیم می گیرد تا کودک را به دنیا آورده و سپس ‏آن را در اختیار زوجی قرار دهد که قادر به بچه دار شدن نیستند. پس از مدتی زوج مارک و ونیسا لورینگ را پیدا می ‏کنند. زوجی مرفه که از بچه دار شدن نومید شده و به نظر می رسد بهترین گزینه باشند. بعد از ملاقات و امضای ورقه ‏های قانونی پدر جونو مادرخوانده اش شروع به مراقبت از وی می کنند. اما با نزدیک شدن به زمان به دنیا آمدن کودک ‏همه چیز به هم می ریزد.‏

چرا باید دید؟
راجر ایبرت و چند منتقد دیگر با دیدن این فیلم کوچک، جمع و جور و کمدی میان خیل فیلم درام به شدت سر ذوق آمده ‏و ستایش های فراوانی نصیب آن کرده اند. اتفاقی که در میان اعضای آکادمی اسکار هم تکرار شده و جونو را به یکی ‏از 5 نامزد اصلی مراسم امسال تبدیل کرده است. اما فارغ از این هیاهوها جونو یک فیلم متوسط رو به بالا است. یکی ‏کمدی درام با فیلمنامه ای قابل قبول که موضوع آن بر تمامی فیلم سایه افکنده و دیدگاه های تماشاگران و منتقدان را تحت ‏تاثیر قرارداده است. البته توفیق تجاری این فیلم کم هزینه[7 و نیم میلیون دلار بودجه در برابر 87 میلیون در آمد] نیز ‏در این روند بی تاثیر نبوده است. ‏
موضوع بارداری ناخواسته در میان نوجوان ها و سرنوشت کودکان محصول روابط جنسی خارج از قراردادهای ‏مرسوم اجتماعی، چند دهه ای است که ذهن دولتمردان و روانشناسان اجتماعی را به خود مشغول کرده است. طبیعی ‏است در کشوری چون آمریکا که هنوز بسیار از مردم مخالف سقط جنین هستند، از میان بردن ثمره چنین همخوابگی ‏های گناه محسوب می شود و خیلی ها مانند جونو تشویق به تولد فرزندشان می شوند. البته همه این جوانان پدر و مادر ‏فهمیم و بامزه ای چون والدین او ندارند یا لاقل دوستی شفیق چون لی. اما مشکل اینجاست که جونو در خود آمادگی ‏نگهداری از کودک را نمی یابد، ولی مارک نیز بعدها با وجود رسیدن به سومین دهه عمرش در خود آمادگی لازم را ‏حس نمی کند. ببخشید پس تکلیف این همه بچه بی صاحب چی می شود؟!‏
پیشنهاد کارگردان و فیلمنامه نویس بروز علاقه و احساس مسئولیت نزد جونو نسبت به فرزند و حضور مفید ونیسا است ‏و این که در پایان باز هم جونو و پائولی در کنار هم قرار گرفته اند. اما این بار با درکی بیشتر نسبت به قبل و قبول ‏مسئولیت. بازهم جای شکرش باقی است. اما آن چه فیلم را دیدنی می کند تنها بازی یا فیلمنامه آن نیست. تیتراژ به شدت ‏دیدنی و حاشیه صوتی آن که پر از ترانه های روز و نوجوان پسند است، نقشی بزرگ در توفیق فیلم دارد.‏
جیسون ریتمن متولد 1977 مونترال و فرزند ایوان ریتمن کارگردان است. از 21 سالگی با فیلم ‏Operation‏ شروع به ‏فیلمسازی کرده و با فیلم قبلی خود ا این که سیگارمی کشید متشکریم به شهرت رسیده است. ‏
ژانر: کمدی، درام، عاشقانه.

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم اینجا کلیک کنید


برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید. 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

The Lost World

جمعه 17 خرداد 1387

دنیای گم شده
The Lost World

فیلم مستند آ«دنیای گم شدهآ»
محصول BBC
برای دانلود مستند به ادامه مطلب بروید 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

In the Valley of Elah

جمعه 17 خرداد 1387

در دره الاه
In the Valley of Elah

کارگردان: پل هاگیس. فیلمنامه: پل هاگیس بر اساس داستانی از مارک بوآل و خودش. موسیقی: مارک ایشام. مدیر ‏فیلمبرداری: راجر دیکینز. تدوین: جو فرانسیس. طراح صحنه: لارنس بنت. بازیگران: تامی لی جونز[هنک دیرفیلد]، ‏چارلیز ترون[کارآگاه امیلی سندرز]، جیسون پاتریک[ستوان کیرکلندر]، سوزان ساراندون[جوآن دیرفیلد]، جیمز ‏فرانکو[گروهبان دن کارنللی]، بری کوربین[آرنولد بیکمن]، جاش برولین[رئیس پلیس بوخوالد]، فرانسس فیشر]ایوی]، ‏وس چاتام[سرجوخه استیو پنینگ]. 121 و 124 دقیقه. محصول 2007 آمریکا. نام دیگر: ‏Death and Dishonor‏. ‏نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد نقش اول، نامزد جایزه بهترین بازیگر از مراسم انجمن منتقدان فیلم لندن، نامزد ‏جایزه بهترین بازیگر از مراسم ساتلایت، نامزد جایزه شیر طلایی و برنده جایزه از ‏SIGNIS‏ از جشنواره فیلم ونیز. ‏
هنک دیرفیلد کهنه سرباز جنگ ویتنام پیامی از طرف ارتش مبنی بر بازگشت پسرش از عراق و سپس ناپدید شدنش ‏دریافت می کند. هنک که یکی دیگر از پسرانش را سال ها قبل از دست داده، این بار برای یافتن دومی عازم محل ‏خدمت وی می شود. در آنجا با مراجعه به بخش گمشدگان اداره پلیس متوجه می شود که تشکیلات پلیس قادر به کمک به ‏او نیست، چون تحقیقات در مورد پرسنل نظامی فقط بر عهده ارتش است. اما اصرار او و اینکه نظامی ها در حال ‏مخفی کردن چیزی هستند، توجه کارآگاه امیلی سندرز را جلب می کند. پس از یافته شدن جسد تکه تکه شده مایک ‏دیرفیلد ارتش با اعلام اینکه جسد در محدوده منطقه نظامی یافته شده، پرونده را از دست سندرز خارج می کند. اما ‏پرس و جو از افراد محلی توسط هنک دیرفیلد که موفق شده موبایل پسرش را از کمدی وسایل وی در پایگاه کش برود، ‏او را به سوی سرنخ هایی هولناک درباره چگونگی مرگ پسرش راهنمایی می کند... ‏

چرا باید دید؟
پل هاگیس فیلمنامه نویس و کارگردان برجسته ای است. متولد 1953 اونتاریو که دو سال متمادی برای فیلمنامه تصادف ‏و تیکه میلیون دلاری جایزه اسکار را به دست آورد. دارای سابقه ای طولانی و مثبت در تلویزیون که توقع منتقد و ‏تماشاگر را بالا می برد. ولی این بار در دره الاه برای تماشاگر چندان جذاب نبوده و پرداختن هاگیس به موضوعی به ‏روز چون جنگ عراق و پیامدهای آن که قرار است جای ویتنام را در سینمای آمریکا بگیرد، فقط مورد پسند منتقدان ‏قرار گرفته است. ‏
فیلم که نام خود را از دره الاه یا دره ‏Terebinth‏ [اشاره به محل نبرد داود و گولیات در کتاب مقدس که در فیلم نیز ‏قصه آن توسط دیرفیلد برای فرزند سندرز روایت می شود] گرفته، بر خلاف تصور رایج میان هیئت انتخاب فیلمخارجی ‏جشنواره فجر امسال اثری در رد یا نکوهش جنگ عراق نیست. بلکه به نوعی یکسان پنداشتن نبرد داود با گولیات و ‏عراق با آمریکا است. تنها کاری که دیرفیلد انجام می دهد جست و جو برای یافتن پسر خویش[کاری مثل جان وین در ‏جویندگان یا جورج سی اسکات در فیلم پورنو] و بعدها قاتلین او است نه محکومیت جنگ در عراق، جایی که فرزندش ‏برای گسترش دموکراسی در آنجا جنگیده است. هاگیس از دیدگاهی انتقادی به یک جنگ در حال وقوع می پردازد و ‏همچون دیرفیلد عقیده دارد سربازانی که در این نبرد شرکت کرده اند مستحق مراقبت بیشتری هستند تا پس لرزه های ‏این جنگ روان شان را بیش از این آزار ندهند. والدین این سربازان نیز مستحق برخورد بهتری از سوی نظامیان ارشد ‏هستند. تنها نکته مثبت در دره الاه این است: جنگ جهنم است!‏
نکته تازه ای نیست، اما هاگیس آن را در پوشش تازه ای به خورد تماشاگر امروز می دهد. در دره الاه فیلمی احساساتی ‏نیست. قصد سوء استفاده از احساس تماشاگر را هم ندارد که نقطه قوت فیلم محسوب می شود. اما سر و ته آویزان کردن ‏پرچم آمریکا به نشانه بودن وخیم بودن وضعیت از سوی دیرفیلد-کاری که در ابتدای فیلم به تصحیح آن برخاسته بود- ‏علامتی چالش برانگیز است. در دره الاه یک درام جنایی فوق العاده خوب، اما کم تحرک[قابل توجه کسانی که دنبال ‏هیجان هستند] درباره سرگشتگی انسان های درگیر جنگ و اینکه گاه توانایی روبرو شدن با حقیقت مهم تر از کشف آن ‏است. مطمئناً عراق ویتنام نیست، پس چند سالی منتظر می مانیم تا فیلم های دیگری هم در این باره ساخته شوند. بازی ‏تامی لی جونز ویژگی اصلی فیلم است و لایق اسکار بهترین بازیگر...‏
ژانر: جنایی، درام، راز آمیز، مهیج. ‏ ‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم اینجا کلیک کنید


برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید. 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Away from Her

جمعه 17 خرداد 1387

دور از او
Away from Her

کارگردان: سارا پولی. فیلمنامه: سارا پولی بر اساس داستان کوتاهی از آلیس مونرو. موسیقی: جاناتان گولداسمیت. مدیر ‏فیلمبرداری: لوک مون پلیه. تدوین: دیوید وارنزبای. طراح صحنه: کاتلین کلایمی. بازیگران: جولی کریستی[فیونا ‏اندرسون]، گوردون پینسنت[گرانت اندرسون]، اولیمپیا دوکاکیس[ماریان]، مایکل مورفی[اوبریه، کریستین ‏تامسون[کریستی]، آلبرتا واتسون[دکتر فیشر]. 110 دقیقه. محصول 2006 کانادا. نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش ‏اصلی زن وبهترین فیلمنامه اقتباسی، نامزد جایزه بافتا برای بهترین بازیگر زن نقش اصلی، برنده جایزه بهترین بازیگر ‏زن نقش اصلی از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جایزه بهترین بازیگر زن نقش اصلی از مراسم انجمن منتقدان ‏دالاس فوت ورث، برنده جایزه بهترین فیلمنامه و کارگردانی از مراسم انجمن منتقدان اوهایو، برنده جایزه بهترین فیلم از ‏اتحادیه کارگردانان کانادا، برنده جایزه گولدن گلاب بهترین بازیگر نقش اصلی زن، برنده جایزه تماشاگران جشنواره ‏پورتلند، برنده جایزه تماشاگران جشنواره ساراسوتا و...‏
‏ فیوناو گرانت زوج اهل اونتاریو نزدیک به 40 سال است که با هم ازدواج کرده اند. اما اینک در آستانه سالخوردگی ‏ابری به نام فراموشکاری هر از گاهی فیونا یا علائم اولیه آلزایمر بر سر زندگی آرام آنان سایه انداخته است. پس از ‏حوادثی مانند گمشدن فیونا، آنها تصمیم می گیرند تا فیونا در اسایشگاهی تحت مراقبت قرار گیرد. این اولین بار است که ‏پس از چند دهه این دو نفر از هم دور شده و از دیدار همدیگر محروم می شوند. چون آسایشگاه ملاقات با بستگان در ‏‏30 روز را ممنوع کرده تا بیمار بتواند خود را با محیط تازه منطبق کند. وقتی گرانت پس از این مدت با فیونا دیدار می ‏کند، در کمال تعحب متوجه می شود که فیونا نه تنها او را از یاد برده، بلکه علاقه و محبت خود را نیز به مرد دیگری به ‏نام اوبری -‏‎ ‎بیماری لال و اسیر صندلی چرخدار در همان آسایشگاه- منتقل کرده است. با افزایش فاصله عاطفی میان این ‏زوج، گرانت به زودی درمی یابد باید میان عشق خود به فیونا یا ایثار به خاطر سعادت وی یکی را انتخاب کند...‏

چرا باید دید؟
سارا پولی متولد 1979 تورنتو را بیشتر به عنوان بازیگر می شناسیم. بازیگری که از کودکی شروع به بازی در فیلم ها ‏کرده و با آثار هال هارتلی و آتوم اگویان درخشیده، و محبوب کارگردان های مستقل و منتقدان سخت گیر است. او تا ‏امروز 5 فیلم کوتاه کارگردانی کرده و دور از او اولین فیلم بلند وی در مقام نویسنده و کارگردان محسوب می شود. ‏بدیهی است رسیدن به نامزدی جوایز اصلی اسکار قدم بزرگی برای یک فیلم کوچک تقریباً 3 میلیون دلاری است. آن ‏هم با داستانی که فارغ از جذابیت های معمول و غمگنانه درباره زنی پا به سن گذاشته حافظه خود را هر لحظه بیشتر از ‏دست می دهد و شوهر وفادارش عشق خود را در معرض ناپدید شده می یابد. ‏
فیلم بر اساس داستانی از آلیس مونرو متولد 1931 اونتاریو ساخته شده است و بر خلاف تصور بسیاری از منتقدان ‏وطنی که فیلم کنعان را اولین اقتباس از داستان های وی می دانند، باید بگویم تا این لحظه 6 فیلم سینمایی و تلویزیونی بر ‏اساس قصه های وی ساخته است که اولین آنها دره اوتاوا و آخرین آنها دور از او نام دارد. سارا پولی در مصاحبه ای ‏گفته که اولین نسخه فیلمنامه را در 12 سالگی و هنگام بازی در یک سریال و اختصاصاً برای جولی کریستی نوشته ‏است. که اگر چنین باشد باید بگویم انتخابی شایسته بوده و خانم کریستی در 66 سالگی توانسته شاه نقشی دیگر به ‏کارنامه هنری خود بیفزاید.البته داستان های دیگری با مضمونی مشابه در سال های گذشته شاهد بوده ایم، مانند دفتر ‏خاطرات[2004، نیک کاساوتیس] که در آن مردی می کوشید تا خاطرات عشق پر شورشان را به یاد همسرش که دچار ‏فراموشی شده و در آسایشگاهی مقیم بود، بیاورد. اما دور از او حدیث عاشقانه ای است که پس از سال ها زندگی ‏مشترک نیاز به فداکاری بزرگی برای حفظ آن احساس می شود. در زمانه ای که ساختن فیلم درباره میان سالان مخاطره ‏برانگیز است، شهامت سارا پولی 29 ساله برای تولید فیلمی با قهرمان هایی سالخورده ستودنی است. شاید دور از او در ‏مصاف با فیلم های بزرگ تری چون خون روان خواهد شد یا پیرمردها وطنی ندارند، قافیه را به آنها ببازد. اما چه باک، ‏لطافت و زیبایی این فیلم اول فراموش نخواهد شد. یادآور اثر ارزشمند پل کاکس به نام معصومیت[2000] و مطالعه ای ‏صمیمانه درباره ازدواج هایی که سال ها دوام یافته اند[امری نه چندان متعارف در غرب امروز] با زوجی در راس ‏درام که هنوز بعد از 4 دهه زندگی جذابیت خود را برای یکدیگر حفظ کرده اند[فیونا: ناراحت نباش، من فقط دارم ‏حافظه ام را از دست می دهم]. ‏
ژانر: درام، عاشقانه. ‏ ‏ ‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم اینجا کلیک کنید


برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

The Diving Bell and the Butterfly

جمعه 17 خرداد 1387

ناقوس غواصی و پروانه
The Diving Bell and the Butterfly

کارگردان: جولین شنابل. فیلمنامه: رونالد هاروود بر اساس داستانی از ژان دومینیک بائوبی. موسیقی: پل کانته لون. ‏مدیر فیلمبرداری: یانوش کامینسکی. تدوین: ژولیت ولفلینگ. طراح صحنه: مایکل اریک، لوران اوت. بازیگران: ماتیو ‏آمالریس[ژان دومینیک بوبی]، امانوئل سینیه[سلین دسمولن]، ماری ژوزه کروز[هنریت دوران]، آن کونسینی[کلود]، ‏پاتریک شسنه[دکتر له پاژ]، نیلز ارشتروپ[روسن]، اولتاز لوپز گارمندیا[ماری لوپز]، ژان پی یر کسل[پدر لوسین]، ‏ماریان هنز[ژوزفین]، مکس فون سیدو[پاپینو]. 112 دقیقه. محصول 2007 فرانسه، آمریکا. نام دیگر: ‏The Diving ‎Bell and the Butterfly‏. نامزد اسکار بهترین فیلمبرداری-کارگردانی-تدوین و فیلمنامه اقتباسی، نامزد جایزه بافتای ‏بهترین فیلم خارجی و بهترین فیلمنامه، برنده جایزه بهترین فیلمبرداری-کارگردانی و بهترین فیلم خارجی از مراسم ‏انجمن منتقدان بوستون، برنده جایزه بهترین فیلم خارجی از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جایزه طلای بهترین ‏فیلمبرداری از مراسم ‏Camerimage، برنده جایزه بهترین کارگردانی-جایزه تکنیک برای کامینسکی و نامزد نخل طلا ‏از جشنواره کن، نامزد 7 جایزه اصلی از مراسم سزار، برنده جایزه گولدن گلاب بهترین کارگردانی-بهترین فیلم ‏خارجی و نامزد جایزه بهترین فیلمنامه و...‏
ژان دومینیک بوبی 43 ساله، سردبیر یکی از مشهورترین مجلات مد دنیا-‏‎ Elle‎‏- زندگی مرفه و شادی را می گذراند. ‏اما در 8 دسامبر 1995 ناگهان قربانی یکی از نادرترین بیماری های دنیا می شود. بوبی کنترل تمامی عضلات خود به ‏استثنای پلک چشم چپ را از دست داده و فلج می شود. چشم و مغر وی کار می کند، اما ظاهراً راهی برای ارتباط با ‏دنیای پیرامون وجود ندارد. تا اینکه هنریت درمانگر وی شروع به آموزش الفبای خاص ابداعی اش به وی می کند، تا با ‏بوبی بتواند با کمک پلک چشم چپ خود با دیگران ارتباط برقرار کند. این کار 14 ماه به طول می انجامد و بوبی تلاش ‏می کند تا از این طریق داستان زندگی خویش را اندک اندک-با کمک یک دستیار- به نگارش در آورد. ‏

چرا باید دید؟
یقین دارم بسیاری از سینما دوستان، فیلم هایی خوبی درباره عظمت اراده و روح آدمی دیده اند. نمونه های دم دستی مثل ‏پرواز بر فراز آسمان ها[لوئیس گیلبرت] درباره داگلاس بادر که با وجود از دست دادن پاهای خود توانست بهترین ‏خلبان جنگنده بریتانیا در دوران جنگ جهانی دوم شود، هنوز فراموش نشده اند. اما حکایت مردی موفق از هر نظر که ‏در اوج کارنامه شغلی خویش به سر می برد و ناگهان خود را همچون غواصی گرفتار در ناقوس غواصی می بیند که ‏اجازه صحبت، تماس و هر گونه رابطه ای با دنیای پیرامون را از وی سلب کرده است، چیز دیگری است. او پروانه ای ‏است که یاد می گیرد افسوس خوردن به حال خویش را رها کرده و با دو چیزی که به غیر از آن چشم چپ برایش به ‏جای مانده، یعنی قدرت تخیل و خاطرات اش آواز قوی خود را سر دهد. بوبی با استفاده از همین عناصر کتاب زندگی ‏نامه اش با نام ناقوس غواصی و پروانه را تالیف می کند و فقط دو روزپس از انتشار آن در سال 1997 فوت می کند. ‏
جولین شنابل متولد 1951 بروکلین، از نقاشان مشهور نو اکسپرسیونیت آمریکاست که از 1996 با ساختن فیلم بسکوایت ‏‏-درباره نقاشی جوان به نام ژان میشل بسکوایت- شروع به فیلمسازی کرد. فیلم جوایزی گرفت و مورد توجه منتقدان نیز ‏واقع شد، اما دومین فیلمش به نام پیش از آن شب فرا رسد[2000] با شرکت خاویر باردم در نقش شاعر و نویسنده ‏همجنسگرای کوبایی رینالدینو آره ناس او را به عنوان مولفی اصیل به جهانیان شناساند. ناقوس غواصی و پروانه ‏سومین فیلم اوست که با فاصله 7 سال از دومین فیلمش به نمایش در آمده و بار دیگر زندگی یک هنرمند را به تصویر ‏کشیده است. فیلمبرداری فوق العاده بدیع کامینسکی که اغلب از نقطه دید بوبی صورت گرفته از نقاط قوت اثر محسوب ‏می شود. رقیبی سرسخت برای دیگر نامزدهای امسال مراسم اسکار که بیرون کردنش از میدان کار ساده ای نیست!‏
ژانر: درام، زندگی نامه.

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم اینجا کلیک کنید



برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید. 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جمعه 17 خرداد 1387

فینال لیگ قهرمانان اروپا (2008)
چلسی - منچستر یونایتد
 


 فیلم مسابقات جذاب ورزشی را هم از این پس قرار خواهم داد. و اما امروز فیلم کامل بازی فینال لیگ قهرمانان اروپا که بین دو تیم انگلیسی منچستر یونایتد و چلسی در مسکو برگزار شد را همراه تصاویری از حواشی این مسابقه، در ادامه مطلب قرار داده ام (بصورت جداگانه).

برای دانلود مستند به ادامه مطلب بروید 

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Mongol

جمعه 17 خرداد 1387

مغول
Mongol

کارگردان: سرگئی بودروف. فیلمنامه: عارف علیف، سرگئی بودروف. موسیقی: توماش کاته لینن. مدیر فیلمبرداری: ‏روگیه اشتوفرز، سرگئی تروفیموف. تدوین: والدیس اسکارسدوتیر، زاخ اشتینبرگ. طراح صحنه: داشی نامداکوف. ‏بازیگران: تادانوبو آسانو[تموچین]، هونگلی سون[جاموکا]، خولان چولون[بورته]، اودنیام اودسورن[تموچین جوان]، ‏آماربولد توینبایار[جاموکای جوان]، بایارتستسگ اردنبات[بورته جوان]، آمادو مامادکوف[تارگوتای]، با سن[اسوگی]، ‏بو رن[تایچار]. 120 دقیقه. محصول 2007 آلمان، قزاقستان، روسیه، مغولستان. نام دیگر: ‏Mongol‏. نامزد اسکار ‏بهترین فیلم خارجی، برنده جایزه عقاب طلایی بهترین طراحی لباس/کارین لوهر و بهترین تدوین صدا/استفان کونکن ‏مراسم آکادمی روسیه. ‏
تموجین فرزند یکی از خان های مغول، پس از نامزد کردن دخترکی به نام بورته شاهد قتل پدرش اسوگی و تاراج ثروت ‏وی می شود. تموچین که به اسارت تارگوتای در آمده، چند سال بعد موفق به فرار می شود و تصمیم می گیرد تا با ‏دشمنان خود جنگیده و مقام خانی را به چنگ آورد. او که بورته را نیز فراموش نکرده، به سراغ وی می رود. پس از ‏بازگشت به همراه بورته، بار دیگر دشمنان بر او تاخته و این بار بورته را نیز از چنگ وی خارج می کنند.‏‎ ‎تموچین ‏ناچار به سراغ تنها دوستش جاموکا می رود تا با کمک وی بورته را نجات دهد. جاموکای و افرادش به تموچین در ‏رهانیدن بورته از دست مرکیت ها کمک می کنند. اما رفتار سخاوتمندانه تموچین در تقسیم غنایم با افراد، سبب می شود ‏تا آنها جاموکای را رها و با تموچین همراه شوند. مدتی بعد تموچین بار دیگر اسیر و زندانی می شود. این بار بورته که ‏توسط راهبی پیر از محل وی آگاه شده، برای رهانیدن وی عازم می شود.‏‎ ‎تموچین با کمک بورته از زندان می گریزد، ‏و این بار تنها نقشه ای که در سر دارد متحد کردن قوم مغول و دستیابی به کشورهای بسیار است...‏

چرا باید دید؟
فیلم با ضرب المثلی مغولی آغاز می شود: هرگز از یک توله متنفر نباش، چون ممکن است بچه یک ببر باشد. ‏
جان کلام سازندگان مغول یا آخرین نسخه سینمای زندگی نامه چنگیزخان نیز گویا همین ضرب المثل بوده و تصمیم به ‏ساخت فیلم حماسی و باشکوه از زندگی این مرد داشته اند. فراموش نکنیم که طولانی قصه درباره این شخصیت ‏خونخوار تاریخی نیز در دوره استیلای استالین توسط واسیلی یان روسی نوشته شده - چنگیزخان[1939]، باتو[1941] ‏و به سوی آخرین دریا[1954]- که قرار بوده همچون چنگیزخان دنیا را فتح کند. بی شباهت هم نبودند چون هر دو بر ‏اساس یاسای خویش هر کاری را فقط با مرگ پاداش می دادند!‏
از دو نسخه سینمایی زندگی نامه چنگیز[تا جایی که من به یاد دارم] با شرکت جان وین!!! و عمر شریف!! می گذرم که ‏هر دو جزو بدترین فیلم های سازندگانشان هستند. متاسفانه فیلم 1998 سای فو و لیسی مای-محصول چین و مغولستان، ‏برنده 8 جایزه معتبر- را هم ندیده ام. تنها فیلم نزدیک به واقعیت، سریالی دهه هشتادی بود که از تلویزیون ایران هم به ‏نمایش در آمد و مانند همین یکی می خواست چنگیزخان را به چنگیزجان تبدیل کند. خان زاده بخت برگشته ای که پدر و ‏محبوب را از دست داده و برای باز پس گرفتن همسر و سروری پدر تصمی به جنگیدن می گیرد. سرنوشتی پر از ‏نامردی و خیانت و بدبختی که می تواند با کمک حس همذات پنداری از این شخصیت، خونخواری نازنین و محق بسازد. ‏تنها تفاوت مجموعه قبلی و فیلم فعلی در ابعاد آنهاست. مغول با سرمایه ای 20 میلیون دلاری ساخته شده و قرار است ‏اولین بخش از یک سه گانه باشد. فیلمی که از سوی قزاقستان[چرا مغولستان نه ؟!] به آکادمی ارائه شده و هر چند در از ‏شانس زیادی برخوار نیست، اما محصولی عطیم است که می تواند برای سینمای آن کشور اعتبار به همراه آورد. ‏
باید اعتراف کنم که چنگیزخان بر خلاف تصور ما که تاریخ کشورمان مملو از روایت های خونریزی مغولان است، از ‏سوی مردم بسیاری کشورها و حتی مورخین شان یک فاتح و مردی بزرگ قلمداد می شود. شخصیتی کاریزماتیک مانند ‏هیتلر که هنوز دوستداران بسیار دارد. بدیهی است زندگی نامه او به عنوان قصه ای که به دفعات روایت نشده و هنوز ‏تازگی خود را حفظ کرده، مورد توجه فیلمسازان قرار گیرد. سرگئی بودروف در اولین بخش از تریلوژی خود تنها به ‏دوره جوانی و آغاز شکل گیری امپراطوری مغول پرداخته است. فیلم در قزاقستان و چین فیلمبرداری شده و پر از ‏صحنه های چشمگیر نبرد است و از تموچین قهرمانی منصف و همسر نواز تصویر می کند. او اولین مغولی است که به ‏خاطر یک زن جنگ می کند. اگر مدتی است فیلمی حماسی و بزرگ ندیده اید، مغول همه چیز دارد. فراموش کنید که ‏این مرد بعدها موسس امپراطوری هزار ساله ای می شود که نیمی از جهان را زیر فرمان خود داشته و خون های ‏زیادی می ریزد. مغول تاکنون در کشورهای اندکی از جمله روسیه[نزدیک به یک 8 میلیون دلار در آمد] به نمایش در ‏آمده، اما نامزدی اسکار بهترین فیلم خارجی راه را برای پخش جهانی آن باز خواهد کرد.‏
سرگئی ولادیمیروویچ بودروف متولد 1948 خاباروفسک از فیلمسازان مشهور روسیه و دنیاست که از میانه دهه ‏‏1970 به کارگردانی اشتغال دارد. معروف ترین فیلم های او آزادی بهشت است[1989]، اسیر قفقازی[1996]، ‏Running Free ‎‏[1999] و بوسه خرس[2002] است. ‏
ژانر: درام، تاریخی. ‏


برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Charlie Wilson's War

یکشنبه 5 خرداد 1387

جنگِ چارلی ویلسون
Charlie Wilson's War

کارگردان: مایک نیکولز. فیلمنامه: آرون سوروکین بر اساس کتابی از جروج سریل. موسیقی: جیمز نیوتن هاوراد. مدیر ‏فیلمبرداری: استیون گولدبلات. تدوین: جان بلوم، آنتونیا وان دریملن. طراح صحنه: ویکتور کمپستر. بازیگران: تام ‏هنکس[چارلی ویلسون]، امی آدامز[بانی باخ]، جولیا رابرتز[جوآن هرینگ]، فیلیپ سایمور هافمن[گاست آروکاتوس]، ‏ند بیتی[داک لانگ]، امیلی بلانت[جین لیدل]، اوم پوری[رئیس جمهور ضیا]، کن استات[زوای]، جان ‏اسلیتری[کریولی]. 97 دقیقه. محصول 2007 آمریکا. نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد/سایمور ‏هافمن، نامزد جایزه بافتا بهترین بازیگر نقش مکمل مرد/سایمور هافمن، نامزد جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر ‏نقش مکمل مرد/سایمور هافمن از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جایزه بازیگر سال از انجمن منتقدان اوهایو، نامزد ‏جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد/سایمور هافمن از مراسم انجمن منتقدان شیکاگو، نامزد جایزه گولدن گلاب بهترین ‏فیلم-بهترین بازیگر مرد/هنکس- بهترنی بازیگر مرد نقش مکمل/سایمور هافمن- بهترین فیلمنامه. ‏
اوایل دهه 1980. چارلی ویلسون سناتور زن باره کنگره آمریکا که از ایالت تگزاس انتخاب شده، عضو کمیته امور ‏خارجی می شود که عملیاتی مخفیانه را سامان می دهد. شوروی به افغانستان حمله کرده و موج تازه ای در دوران ‏جنگ سرد به راه انداخته است. مشوق اصلی ویلسون زنی متنفذ و ثروتمند و حامی اصلی او به نام جوآنا هرینگ است. ‏هرینگ با او از مصیبت های مردم افغانستان تحت اشغال شوروی سخن می گوید و او را وادار به سفری به پاکستان می ‏کند. ویلسون در آنجا با ژنرال ضیاء الحق رئیس جمهور دیدار کرده و پس از بازدید کمپ پناهندگان افغان به شدت تحت ‏تاثیر قرار می گیرد. در بازگشت به آمریکا پس از جلب همکاری یک مامور برجسته سازمان ‏CIA‏ به نام گاست ‏آروکاتوس-مسئول امور افغانستان- تلاش می کند تا بودجه ای برای کمک به مجاهدین افغانی تصویب کند. چنین بودجه ‏ای وجود دارد، اما کم بودن آن مانع اصلی برای مبارزه با گسترش نفوذ در خاورمیانه است. تلاش های ویلسون به نتیجه ‏می رسد و به زودی سیل سلاح و مواد غذایی به پاکستان و افغانستان سرازیر می شود. اما ارتش شوروی بااستفاده از ‏هلی کوپترهایش ضربات مهلکی به مجاهدین و مردم عادی افغان وارد می کند. تنها راه تامین موشک انداز استینگر ‏برای مبارزه با حملات هوایی شوروی است و تنها کشوری که می تواند این سلاح ها را در اختیارشان قرار دهد، ‏اسرائیل است. سلاح ها مخفیانه به افغانستان فرستاده شده و سبب برتری جنگی مجاهدین می شود. مدتی بعد شوروی ها ‏پساز جنگی فرسایشی نیروهای خود را از افغانستان بیرون می کشند. جنگ تمام شده، اما ویلسون که توانسته بود در ‏گذشته صدها میلیون دلار برای ارسال اسلحه به افغانستان اعتبار به چنگ آورد، قادر نیست تا اعضای کمیته را راضی ‏به خرج یک میلیون دلار جهت بازسازی مدارس افغانستان کند...‏

چرا باید دید؟
مایک نیکولز از آخرین بازماندگان نسل غول هاست. مردی که در 76 سالگی چنان فیلم منسجمی ساخته که حیرت هر ‏جوانی را برمی انگیزد. نیکولزفیلمساز کم کاری است. در طول 4 دهه تنها 20 فیلم سینمایی و یک فیلم تلویزیونی ‏ساخته است. اما بسیاری از فیلم هایش جریان ساز و صاحب نگاه منتقدانه سیاسی بوده که از ‏Catch-22‎‏ آغاز و پس از ‏سیلک وود و رنگ های اصلی به جنگ چارلی ویلسون ختم می شود. ‏
جنگ چارلی ویلسون مصداق کامل جمله خود اوست که زمانی گفته بود:‏‎ ‎‏"فیلم ها مثل آدم ها هستند. تنها دو راه پیش رو ‏دارید یا به آنها اطمینان کنید یا نکنید". یک فیلم 75 میلیون دلاری که تام هنکس آن را تهیه کرده و در کنار فیلم هایی ‏چون شیرهایی برای بره ها قرار است نماینده وجدان بیدار هالیوود نسبت به حوادث سیاسی کشورش باشد. البته نگاه ‏نیکولز و سازندگانش متوجه گذشته نزدیک است، اما با هدف تصحیح اشتباهات آینده چنین انتخابی صورت گرفته و ‏امتداد سیاست های غلط دوران جنگ سرد را نشانه رفته است. تصویری که او از دنیای پشت پرده سیاست مداران ‏آمریکایی ارائه می دهد شاید ابتدا چندان تکان دهنده نباشد، اما زمانی که تنها نفوذ یک حامی مونث چارلی ویلسون را به ‏طرف انجام کارهایی بزرگ در سیاست خارجی کشور هدایت می کند، عمق بی پایگی و انعطاف پذیری مقطعی سیاست ‏های خارجی یک ابرقدرت را در می یابید. نیکولز با انتخاب این قصه هموچون رنگ های اصلی نشان می دهد که به ‏وضعیت فردی آدم های درگیر سیاست بسیار اهمیت می دهد. این درام های به ظاهر باشکوه درباره آدم هایی است که ‏سرشار از ضعف اند و اسیر بی اخلاقی و از همه بدتر قرار است که منجی دیگران باشند.‏
هدف فعلی نیکولز یک جمهوری خواه است که در اتحاد با زنی به شدت دست راستی موجبات وارد آمدن ضربه ای ‏بزرگ به شوروی را فراهم می کند. اما همین عملیات یک دهه بعد تبدیل به خار چشم آمریکا می شود و افغانستان به ‏عنوان مامن تروریست های بنیادگرا به جهانیان معرفی می گردد. نیکولز با تاکید بر ناکامی ویلسون در کسب بودجه ‏برای بازسازی مدارس افغانستان نشان می دهد که غفلت دولتمردان آمریکایی از آموزش و چشم نپوشیدن از یک مبلغ ‏جزئی آنها را وادار به پرداخت هزینه های جانی و مالی گزاف کرده است. اتفاقی که در واقعیت بسیار سهمناک تر از آن ‏است که در فیلم نیکولز دیده می شود!‏
جنگ چارلی ویلسون جدا از نشان دادن قدرت نیکولز در ساخت یک درام زندگی نامه ای، یک فیلم سیاسی بالغ مدرن ‏نیز هست. فیلمی که باید با دقت و حوصله دیده شود!‏
ژانر: زندگی نامه، درام. ‏

برای مشاهده عکسهایی از این فیلم اینجا کلیک کنید

برای دانلود رایگان فیلم به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب...

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

آخرین پست ها


نویسندگان



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :






Powered by WebGozar