‎‎آستریکس در بازی های المپیک‎‎
Astérix aux jeux olympiques‏


کارگردان: فردریک فورستیه، توما لانگمان. فیلمنامه: توما لانگمان، الیویه دازا، الکساندر شارلو، فرانک مانیه بر ‏اساس داستان مصور رنه گوشینی و آلبر اودرزو. موسیقی: فردریک تالگورن. مدیر فیلمبرداری: تیه ری اربوگاست. ‏تدوین: یانیک کرگوآ. طراح صحنه: آلین بونه تتو. بازیگران: ژرار دپاردیو[اوبلیکس]، کلوویس کورنیاک[آستریکس]، ‏بنوآ پولورده[بروتوس]، آلن دلون[ژولیوس سزار]، ونسا هسلر[شاهزاده ایرینا]، ژان پی یر کسل[پانورامیکس]. 116 ‏دقیقه. محصول 2008 فرانسه، آلمان، اسپانیا، ایتالیا، بلژیک. نام دیگر: ‏Asterix at the Olympic Games، ‏Asterix alle olimpiadi، ‏Asterix bei den Olympischen Spielen، ‏Asterix en los juegos olímpicos‏ ‏‏. ‏
پانورامیکس یکی از مردان گل، عاشق شاهزاده ای یونانی می شود. او پس از فرستادن پیغامی برای رسیدن به محبوب ‏به سوی یونان به راه می افتد. اما زمانی که به آنجا می رسد رقیبی سرسخت و نابکار در برابر خود می یابد و این فرد ‏کسی نیز جز بروتوس پسر ژولیوس سزار که در صدد تصاحب مقام پدر و ازدواج با شاهزاده ایرینا است. طبیعی است ‏که پانورامیکس فقیر بازنده این رقابت باشد، اما ایرینا که از بروتوس نفرت دارد و سخت عاشق پانورامیکس است، ‏شرط ازدواج خود را پیروزی یکی از رقبا در بازی های المپیک اعلام می کند. بروتوس حقه باز با استفاده از معجون ‏ها و راه حل های فریب کارانه سعی می کند بر حریف پیروز شود، پانورامیکس نیز که چاره را منحصر به فرد دیده، ‏دست کمک به سوی هم ولایتی ها خود آستریکس و اوبلیکس دراز می کند. اما پس از اولین دور مسابقات آستریکس و ‏اوبلکیس با دسیسه بروتوس مبنی بر دوپینگ به وسیله معجون جادویی اهالی گل، آن دو را از میدان به در می کند. تا ‏اینکه نوبت به آخرین مسابقه، یعنی ارابه رانی می رسد و پانورامیکس مجبور است به تنهایی با بروتوس حیله گر مقابله ‏کند. اما آستریکس نیز بیکار ننشسته و تصمیم دارد حریف را با سلاح خود از میان بردارد...‏

‎‎چرا باید دید؟‎ ‎
سومین قسمت از برگردان سینمایی ماجراهای آستریکس و اوبلیکس که با صرف بودجه ای معادل 78 میلیون یورو ‏‏[معادل 93 میلیون دلار]ساخته شده، در مقایسه با دو فیلم پیشین یک نقطه ضعف گیرا دارد و آن نبود کریستین کلاویه ‏بازیگر نقش آستریکس است. از دلایل عدم حضور او در این فیلم اطلاعی ندارم، اما نتیجه چندان به سود سازندگان فیلم ‏نیست. فروش 59 میلیون یورویی فیلم که می تواند برای هر فیلم اروپایی و مخصوصاً فرانسوی رقمی شگفتی آفرین ‏باشد، در مقایسه با هزینه تولید آن چندان هم آش دهان سوزی نیست. یقیناً حضور کلاویه می توانست کفه ترازو را در ‏گیشه به سود آنان متمایل کند. ‏
اما فیلم در شکل فعلی اش چیزی فراتر از دو قسمت پیشین نیست. همان شخصیت ها، همان جلوه های ویژه و ‏خوشبختانه ژرار دپاردیو که رقیبی برای نقش اوبلیکس نیافته است. سکان هدایت فیلم را این بار بر خلاف کلود زیدی ‏کهنه کار و آلن شابات شناخته شده در دستان دو نفر قرار گرفته که از میان آنها فردریک فورستیه نامی شناخته شده ‏نیست و دومی توما لانگمان متولد 1971 فرزند کلود بری که سابقه ای طولانی در بازیگری دارد و دستیار تهیه کننده ‏هر دو قسمت پیشین ماجراهای آستریکس و اوبلیکس بوده است. ‏
اما شاید بشود این قسمت را فیلم آلن دلون نام داد. بازیگر/ستاره ای که کمتر کسی او را در نقشی کمدی به یاد دارد و ‏البته بسیاری از هموطنانش همواره خودپسندی او را درستمایه شوخی های نمکین کرده اند. شاید از این رو بازی دلون ‏در نقش سزاری که سخت شیفته خود است، جدا از تعابیر فرامتنی نوعی این همانی هم باشد میان دلون و سزار که بازی ‏خوبی نیز در سالخوردگی-و همچنان خوش تیپ- از خوب به نمایش می گذارد. ‏
البته ارجاع هایی به قسمت های پیشین و البته از نوع خوشایند نیز وجود دارد تا فیلم را به محصولی ملی تبدیل کند. مانند ‏حضور جمال دبوز در سکانس پایانی یا حضور برادر زین الدین زندان در نقش فوتبالیستی مصری! و نمای پشت به ‏دوربین آستریکس و اوبلیکس که نوید بخش بازگشت شان در آینده نزدیک با ماجرایی تازه تر است!‏
ژانر: ماجرایی، کمدی، خانوادگی، فانتزی. ‏
 

    ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------